P¹⁸

P¹⁸



سوآه لبخند زد.

«ما پنج نفریم.»

چه‌یون لبخند زد و دستش را وسط گذاشت.

چه‌یون : پس...

همه دست‌هایشان را روی دست او گذاشتند.

«تا ابد؟»

«تا ابد.»

آن شب، زیر نور رنگارنگ چرخ‌وفلک، پنج دختر کنار هم ایستاده بودند.

دیگر خبری از پیام‌های ناشناس نبود.

دیگر خبری از ساختمان متروکه و رازهای ترسناک نبود.

آن‌ها فهمیده بودند بعضی خاطرات ممکن است دردناک باشند...

اما وقتی آدم‌های درست کنارت باشند، حتی تاریک‌ترین خاطره‌ها هم می‌توانند تبدیل به بخشی از یک پایان زیبا شوند.

چه‌یون به دوستانش نگاه کرد.

برای اولین بار بعد از چهار سال، بدون ترس لبخند زد.

و زیر لب گفت:

«این بار... خوشحالی‌مون واقعاً ابدیه.»




پایان 🎀🐣

میخواستم ۲۰ پارت بشههه ولی دیگه ایده ای ندارممم🗿🎀
دیدگاه ها (۰)

سلام سلام خوشگلااا چطوریننن?🍭فیک خوشحالی ابدی ک تموم شد دیگه...

عاغااا جیهونم هستتت ( همون پارک جیهون )

P¹⁷چه‌یون فلش رو برداشت...چه‌یون : چون بالاخره وقتش رسیده بو...

P¹⁶صدای چه‌یون از پشت سرشان آمد.«چون من ازتون خواستم.»هر سه ...

P¹⁴ ?سوآه چراغ قوه‌ی گوشی‌اش را روی اطراف چرخاند.سوآه : صدا ...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑹𝒂𝒊𝒏پارت ۱۶ : ( ملاقات )هیونجین و فلیکس با عجله به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط