اگر بغضم شود باران
اگر بغضم شود باران
شوم عریان از این زندان
ببارم بر سر و رویت
بگیرم از تنت بویت
شوم مست و بسوی تو
روان گردم به کوی تو
اگر باران شوم روزی
ببارم تا بر افروزی
زنم دل را بر این دریا
ببارم بر خودم تنها
بر این آوار تنهائی
که آبادست ز ویرانی
بر این اسرار پنهانی
که رازش را تو می دانی
که پایان هر آغاز است
به راهش نیست پایانی
اگر ویران شوم روزی
شوم آذر ز خود سوزی
بسوزم تا بیاموزی
اگر آتش شوم روزی................
#شهزاد
شوم عریان از این زندان
ببارم بر سر و رویت
بگیرم از تنت بویت
شوم مست و بسوی تو
روان گردم به کوی تو
اگر باران شوم روزی
ببارم تا بر افروزی
زنم دل را بر این دریا
ببارم بر خودم تنها
بر این آوار تنهائی
که آبادست ز ویرانی
بر این اسرار پنهانی
که رازش را تو می دانی
که پایان هر آغاز است
به راهش نیست پایانی
اگر ویران شوم روزی
شوم آذر ز خود سوزی
بسوزم تا بیاموزی
اگر آتش شوم روزی................
#شهزاد
- ۱.۸k
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط