سرِ من مستِ جمالت، دلِ من دامِ خیالت

سرِ من مستِ جمالت، دلِ من دامِ خیالت
گُهرِ دیده نثارِ، کفِ دریایِ تو دارد ،،،

اگرم در نگشایی، ز رهِ بام درآیم
که زهی جانِ لطیفی، که تماشایِ تو دارد ،،،

به دو صد بام برآیم، به دو صد دام درآیم
چه کنم! آهویِ جانم، سرِ صحرایِ تو دارد ،،،


مولانا
دیدگاه ها (۰)

╲\ ╭💜🌟🍃من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینمکسی دگر نتوانم که ب...

🚩این متن فوق العادس👌..🚩بچه که بودیم بارون همیشه از آسمون میو...

📝به خیال تو راه می روم...به حال تو قدم میزنم ،به یاد تو سرمس...

آمدم گرمای آغوش تو آرامم کند سردی ِلبخندهایت ، روزگارم را گر...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط