باران

باران
میراث خانوادگی ما بود!
کوچک که بودم
از سقف خانه ی ما میچکید؛
بزرگ که شدم
از چشمانم..

#حسین_پناهی
دیدگاه ها (۱)

کودک بودمبام خانه‌مان به آسمان نزدیک بودکم مانده بود دستم به...

وقتی بچه بودم از روح می‌ترسیدموقتی بزرگ شدم فهمیدم آدما ترسن...

میگفت، انسان کاملی نخواهم بود! زیرا قسمت هایی از من در خانه ...

خانه‌ای کوچک…اما قلبی بزرگ‌تر از تمام مسیر.در راه حسین(ع)، د...

.🌺 پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: «خانه‌های خود را...

کودک بودم

مهمان دلم باش بابادلم جای بدی نیست این خانه به غیر از تو،سرا...

روز حساب تازه میفهمیم،کوچک‌ترین کاری که برای امام حسین (ع) ک...

ریدم کمک بعد ی سال اومدم ویسگون یعنی چقد کرینج بودم سطح فانم...

باران که شدى مپرس ، اين خانه کيستسقف حرم و مسجد و ميخانه يکي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط