ثانیه ها رو میشمردم. تا حالا اونقدر گذشتِ زمان رو حس نکرد

ثانیه ها رو میشمردم. تا حالا اونقدر گذشتِ زمان رو حس نکرده بودم. همیشه وقتی منتظری زمان دیر میگذره.
هزاز بار یه مسیر تکراری رو رفتم و برگشتم. نمیدونستم چجوری زمان رو بگذرونم. نگاه کردن به ساعتم داشت دیوونم میکرد. دلم میخواست به آینده پرواز کنم.
#تِدی
#deep_feeling
دیدگاه ها (۵)

★彡   Part 58 彡★ رینا بود.آروم وارد شد و به سمتم قدم برداشت.ا...

پارت ۲ ویو ا.ت فضای بینمون کمی آروم شده بود با دستم آروم اشک...

Part 4

My lovely neighbor part : 72

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۱اصلا فکرشم نمیکردم که ک...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 5ویو نامجون:چند روزی از اون شب گذشته...

Custom bride part : ۱۴

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟷( ویو راوی )جونگ‌کوک نفسش را کلافه بیرون دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط