چرا تو؟

چرا تو؟
چرا تنها تو؟
چرا تنها تو از میان زنان،
هندسه یِ حیات مرا در هم می ریزی
پابرهنه به جهان کوچکم وارد می شوی،
در را میبندی و من
اعتراضی نمیکنم؟


چرا تنها تو را دوست می دارم؟
میگذارم بر مژه هایم بنشینی
و اعتراضی نمیکنم؟


چرا زمان را خط باطل میزنی
هر حرکتی را به سکون وا میداری؟
تمام زنان را می کُشی در درون من
و اعتراضی نمیکنم!

نزار قبانی
#عشق
#محبت
#زندگی
دیدگاه ها (۲)

زن سینه‌های برجسته نیستموی مش کردهابروی برداشتهلبانِ قرمز نی...

تکیه گاه کلمه بزرگیست :پر از عشق ، پر ار آرامش ، پر از گرمای...

دوستش دارم ؛موهای کوتاهی داردکه با دامنی بلندزیباتر میشوددوس...

دنیا هم که از آن تو باشدتا زمانی که درون قلب یک زن جایی نداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط