ادامه پارت قبل

ادامه پارت قبل
نگاش کردم
که بیدار شد رفتم سمتش که یهو داد زد
ا.ت، سمتم نیا بوی بوی عطرتـ....و بدو بدو می‌ره دست شویی

کوک ویو
الان دوروزه ا.ت این جوریه نکنه من دارم بابا میشم باید مطمئن شم رفتم و یه بیبی چک گرفتم و رفتم خونه دادم به ا.ت
کوک ا.ت اینو استفاده کن ببینم بدو
ا.ت توی دلش
اره بالاخره اوف خوب شد که فهمید
رفتم توی دست شویی و بیبی چک کردم و با جواب مثبت رفتم بیرون که به کوک نشون دادم
کوک ، اره من من دارم بابا میشم و منو بغل کرد
ا، ت، من ازت متنفرم جونگکوک
و بعد هم مثلا ناراحت رفتم از اتاق بیرون خیلی ناراحت بودم از یه ورم خوشحال

سه ماه بعد

ا.ت ویو
من هنوز هم حرف نمی زنم اما وقتی تنهام مثل دیوونه ها با بچم حرف میزنم و داستان منو باباشو براش میگم البته یه جور که اگه کسی شنید نفهمه
دیدگاه ها (۰)

پارت شانزده امروزم قراره کوک بیاد دنبالم و بریم که جنسیت بچه...

ادامه پارت شانزدهخب چون بابات یه خون اشام‌ هست و تو هم قرارع...

پارت پانزده تا اون موقع باید یه فکری کنم که کوک فک کنه این ب...

پارت چهارده رفتم توی کمد و بعد از دو ساعت دیگه صدا یی نیومد ...

Part ۷

"سرنوشت "p,50...نامجون رفت و منم بعد از خداحافظی رفتم سمت حی...

Part5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط