راه که میروی ، عقب می مانم نه برای اینکه نخواهم با تو همق

راه که میروی ، عقب می مانم نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم ، میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم ، میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد …
تو فقط برای منی !
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم چرا تنم میلرزد وقتی صبحت از تو میشود نه از ترس حضورت...

میدونی چرا ستاره ها به هم چشمک میزنن ؟میخوان به ما بفمونن تو...

هیچکس نـفهمیـــــد که « زلـیخـــــــا » مــَـــــــــرد بـود...

آمـــد امـــا در نگاهــش آن نوازش ها “نبــــــود…چشــم خواب ...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط