محشری زیر کمان خم ابروت بپاست

محشری زیر کمان خم ابروت بپاست
نازنینم! بخدا چشمک تو عین بلاست

کیمیا خلق شده در لب انگوری تو
ذره‌ای از اثر بوسه‌‌ی تو آب بقاست

باز با چشمِ تو باید به اجابت برسم
زیر انبوهِ نگاهِ تو لبم غرقِ دعاست

غزل آویخته بر موی بلندت، قلمم
شاعری ساخته پرداخته‌ی زلف شماست

من همینم؛ بگذارید به بیراهه روم
راه من مدتی از مذهب این شیخ، جداست

عاکف آورده غزل،‌ باز پر از شور و شرر
بس که معشوقه‌ی او باز پر از ناز و اداس..
💜
دیدگاه ها (۶)

‏شازده کوچولو می‌گفت: گُلِ من،گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرو...

♥♥

سکوت عشق

محشری زیر کمان خم ابروت بپاستنازنینم! بخدا چشمک تو عین بلاست...

من پر از ابرم و تو شاعر بارانی هاعاشق لحن توام حین...

"از همان روز که در کوچه تو را گم کردم"از همان روز که در کوچ...

غزل چشم دو دلم اول خط نام خدا بنویسم یا که رندی کنم و نام ت...

دو دلم اول خط نام خدا بنویسمیا که رندی کنم و نام تو را بنویس...

دو دلم اول خط نام خدا بنویسم یا که رندی کنم و نام تو را بنو...

هنوزم دو دلم اول خط نام خدا بنویسم یا که رندی کنم و نام دگر ...

من محبت میفروشم، تو محبت میخری ؟خسته از تنهاییم ،من را به هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط