از چه با من اینچنین سردی بگو

از چه با من اینچنین ســــردی ؟ بگو
تا بــه کی اینگــــونه نامــردی ؟ بگو

مهـــربان بودی ولی ناگـــه چه شد ؟
بر ســــــرِ قلبت چــــه آوردی ؟ بگو

لحظـــــه ای حتی اگـــــر با درد من
کـرده ای احســاس همـــدردی ، بگو

با چنیـــــن پا در هــــوایی تا کجــــا
منتظـــر باشم که برگــــردی ؟ بگو

روی عقـــلم پا گــــذارم یا دلــــــم ؟
جای من بودی چه می کردی ؟ بگو
دیدگاه ها (۳)

ﺑﻪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﻨﺰﻟﮕﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻨﯽ... ﺑﻪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮔﺮﻣﺎﯼ ...

منویسم برای تو....برای توکه مهمون قلبم شدی....برای توکه مهمو...

بی وفا،من در هوایت،بی هوا بغضم گرفتبی صدا سوزِ صدایت،بی هوا ...

به تو عادت کرده بودم ای به من، نزدیک تر از منای حضورم از تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط