Knife Dead

Knife Dead
ادامه پارت قبل

کلافه نفسی کشید و به بیرون خیره شد .. چی میشد که جو هیوک حرفی را بهش میگفت فقد راجبه اینکه همه اونا دروغ بود همین حرف .. فقد همین حرف را میخواست از دهن جوهیوک بشنوه ولی جوهیوک تنها یک کلمه را گفت ( هیچی ) دلش میخواست تا حرفی را بهش بگه که عشق اش بخشیده میشد آن هم از طریقه خودش ... ولی ناگهانی سر گیچه بدی گرفت و درد سینه اش بیشتر شد .. روی صندلی نشست و گفت
جونکوک: خانم کیم !
خانم نزدیک اتاق کار ارباب اش بود و زود وارد اتاق شد
خانم کیم: بله ارباب
جونکوک: برو برام مسکن بیار
خانم کیم نگران گفت .... خانم کیم: چیزی شده درد دارید
جونکوک: نه کاری که گفتم رو بکن ... راستی خدمتکار جدید کارش چطوره ...
خانم کیم آروم با تنه پته
خانم کیم: ایشون ... حالشون خوب نیستن .... چطور مجبورش کنم تا کار کنه
جونکوک عصبی از روی صندلی بلند شد و با صدا بلند و داد گفت
جونکوک: من بهت چی‌گفتم .... مگه نشنیدی ها ...
خانم کیم جز سکوت هیچ کار دیگر انجام نداد ولی جونکوک عصبی از روی صندلی بلند شد و جلو خانم کیم ایستاد ... جونکوک: کجاست ... بگو دیگه
خانم کیم: تو اتاقم

با عصبانیت وارد اتاق شد و محکم در را به دیوار پشت اش کوبید کت چرمی را از تنش در آورد و گوشه ای از اتاق انداخت دخترک از جلو پنجره از روی صندلی بلند شد و ایستاد جونکوک مثل همیشه عصبی غرید
جونکوک: مگه اینجا خونه خاله هستش ها ....
ات: معذ...رت میخ...واهم
جونکوک بیشتر از این جمله عصبی سمتش هجوم برد و محکم چونه دخترک را گرفت و به خودش نزدیک اش کرد
جونکوک: لعنتی ... معذرت خواهی تو .. به چه دردم میخوره ها ...
چونه اش به شدت می‌لرزید و اشک های سرازیر شدن
دیدگاه ها (۴)

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart 107 …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷوقتی برای اولین بار د...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart 108 …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷجوهیوک : مگه مستی ها ...

مادر شوهرم و پدر شوهرم با پسرشون تو عکس چه خوب اومدن

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart 105…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷجونکوک: بگو دیگه ... ل...

جونگکوک با چشم های کنجکاو به برگه جلو اش نگاه میکرد سپس لبش ...

.....//برده ی زیبا//......

bitter life! single part. داخل کمپانی به عنوان میکاپرش کار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط