یک لحظه نخور حسرت

یک لحظه نخور حسرت
آن را که نداری
راضی به همین چند قلم
مال خودت باش...

پـــروازقشنـگ است
ولے بے غـم ومنت
منـت نکش ازغیر
پــر وبــال خـودت بــاش..
دیدگاه ها (۳)

اینـروزهاهمسایـﻩ ات رابـﻩ کاسـﻩ ای محبـتمیهمــان کــن ..شایـ...

گاﻫﯽ ﺧﺪﺍ؛ﺑﺎ ﺩﺳﺖِ ﺗﻮ...ﺩﺳﺖِ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ.ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻮ...

من اصلا در این وادی ها نبودماز عشق و عاشقی چیزی نمیدانستم......

و در آخر یک نفر خواهد آمد که بشورد تمام این چندین سال غصه و ...

مانند دیوانه ها میخواندم با بغض تمام‌  و صدای بلند بدون توحه...

" از یک غریبه‌...به دلیل زندگیم! "part : ¹²سوار موتور تهیونگ...

ادامه ی تک پارتی [وقتی خدمت کار خونش. بودی ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط