.

.
کیستی که من این‌گونه به اعتماد
نام خود را
با تو می‌گویم
نان شادی‌ام را با تو قسمت می‌کنم
به کنارت می‌نشینم و
بر زانوی تو این‌چنین به خواب می‌روم
کیستی که من این‌گونه به جد
در دیار رویاهای خویش با تو
درنگ می‌کنم❤
دیدگاه ها (۱)

تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ...

‏من...روز خویش را..با آفتابِ رویِ توکز مشرقِ خیال دمیده است ...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش دوم_ از کشویم یک پد بهداشتی برمی‌دارم می‌چ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط