زهرترین زاویه ی شوکران
زهرترین زاویه ی شوکران...
مرگ ترین حقه ی جادوگران...
هر که تو را دید زمینگیر شد...
سخت به جوش آمد و تبخیر شد...
درد بزرگ سرطانی من...
کهنه ترین داغ جوانی من...
از همه ی کودکی ام درد ماند...
نیم وجب بچه ی ولگرد ماند...
حال مرا از من بیمار پرس...
از شب و خاکستر سیگار پرس...
خانه خرابی من از دست توست...
آخر هر راه به بن بست توست...
حضرت تنهای بهم ریخته...
خون و عطش را بهم آمیخته...
دست کَسی نیست زمینگیری ام...
عاشق این آدم زنجیری ام....
شعله بِکش بر شب تکراری ام...
مُرده ی اینگونه خود آزاری ام...
شیشه ای ام سنگترت را بزن...
تهمت پر رنگترت را بزن...
منتظر یک شب طوفانی ام...
در به در ساعت ویرانی ام...
کنج همین معرکه دارت زدند...
دست به هر دار و ندارت زدند...
زنده بمان قاتل دلخواه من...
محو نشو ماهترین ماه من...
مُردی و انگار به هوش آمدند...
هی،چقدر دست برایت زدند...
مرگ ترین حقه ی جادوگران...
هر که تو را دید زمینگیر شد...
سخت به جوش آمد و تبخیر شد...
درد بزرگ سرطانی من...
کهنه ترین داغ جوانی من...
از همه ی کودکی ام درد ماند...
نیم وجب بچه ی ولگرد ماند...
حال مرا از من بیمار پرس...
از شب و خاکستر سیگار پرس...
خانه خرابی من از دست توست...
آخر هر راه به بن بست توست...
حضرت تنهای بهم ریخته...
خون و عطش را بهم آمیخته...
دست کَسی نیست زمینگیری ام...
عاشق این آدم زنجیری ام....
شعله بِکش بر شب تکراری ام...
مُرده ی اینگونه خود آزاری ام...
شیشه ای ام سنگترت را بزن...
تهمت پر رنگترت را بزن...
منتظر یک شب طوفانی ام...
در به در ساعت ویرانی ام...
کنج همین معرکه دارت زدند...
دست به هر دار و ندارت زدند...
زنده بمان قاتل دلخواه من...
محو نشو ماهترین ماه من...
مُردی و انگار به هوش آمدند...
هی،چقدر دست برایت زدند...
- ۳.۵k
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط