#یه_تیکه_کتاب📚

#یه_تیکه_کتاب📚
عشق پدرم هرگز از دل مادرم بیرون نرفت.
او عشق به پدرم را به سرزندگی تابستان آشنایی‌شان نگه داشته است. زندگی را پس زده تا این کار را بکند. گاهی روزهای زیادی فقط با هوا و آب زنده است. از آنجا که تنها گونه‌ی پیچیده‌ی حیات است که این کار را می‌کند، باید روی موجودی که او هست نامی گذاشت. دایی جولیان یک بار برایم گفت که آلبرتو جاکوماتی نقاش و مجسمه‌ساز می‌گوید گاهی برای نقاشی یک صورت باید از خیر کل اندام گذشت. برای نقاشی یک برگ باید منظره‌ای را فدا کرد. ممکن است در ابتدا به نظر برسد داری خودت را محدود می‌کنی، اما بعد از مدتی می‌فهمی با داشتن نیم سانت از چیزی بیشتر احتمال دارد احساس خاصی از این جهان را حفظ کنی تا که وانمود کنی تمام آسمان را به تصویر می‌کشی.
انتخاب مادرم یک صورت یا یک برگ نبود. انتخاب او پدرم بود و برای حفظ یک احساس خاص، دنیا را فدا می‌کرد.

تاریخ عشق اثر نیکول کراوس
دیدگاه ها (۱)

#یه_تیکه_کتاب📚 دنیا مملو از آدم های تنها، ناکام، عصبانی و نا...

#یه_تیکه_کتاب📚 به چشم هات اعتماد نکن. اون‌ها فقط محدودیت‌ها ...

#یه_تیکه_کتاب📚 برای مردم تفکر همچون باری طاقت فرساست. بنابرا...

#یه_تیکه_کتاب📚 آخر واقعا چطور می‌شود آدم خوشحال باشد از اینک...

ممنون که میخونی

#کپشن_مطالعه_شود ♦️ روایت #دختر سوری در #محاصره داعشی‌ ها♦️ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط