زجرآورتر از سرطان تنهایی

زجـــرآورتــر از سرطـان تنــهایی
دردناکی دُمل چرکین خاطراتی است که

با اشاره یک حرف . . .
یا نجوای یک ترانه . . .
یا بوی از دست رفته عطری قدیمی . . .
حتی با چشمک ممتد یک خیابان . . .

یــــا
شاید با دیدن صحنـۀ هم آغوشی فیلمی ملودرام
سر باز می کند....



"چهره ام سخت در هم است!
فیثاغورثی پیدا کنید این مسئله را حل کند"
دیدگاه ها (۶)

و نمی پرسی حتی گاهی:هی فلانیهی تو که رادیوی عصرجغرافیای تنت ...

گاهی این کمردردِ لعنتی فقط لمس انگشتان تو را می طلبند . . .ه...

این روزها جور زمستان را من می کشمنمی باردمی بارم“هواشناس من”...

لطف کن لب های خود را بیش از این "قرمز" نکنرحم کن بر این دل و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط