یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی . اول مردی

یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی . اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه: مریم .. ! مریم .. ! مریم .. !مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسم "مریم" که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده…مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن. مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی میکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه: مریم .. ! مریم .. ! مریم .. !بازدیدکننده با تعجب میپرسه این چشه؟!!!!میگن اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این!!!
دیدگاه ها (۵)

روزی سربازی از جنگ برگشته که به وطن خودش می‌رفت وارد دهکده‌ا...

دینگ دینگ...گوشیو بر داشتم ببینم کی smsداده... new masseg fr...

حسن نامی وارد دهی شد و در مکانی که اهالی ده جمع شده بودند نش...

سلام صبحتون بخیر...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹ویو لیلی ___"آخه… چه‌طو...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 62・⁠]⁠ᕗسرم رو روی پاهای ماما...

بچه ها توجه کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط