مادربزرگ همیشه می گفت دردِ تن یک جا نمی ماند، کلیه می زند

مادربزرگ همیشه می گفت دردِ تن یک جا نمی ماند، کلیه می زند به کمر، کمر می زند به پا، پا می زند به قلب، می گفت درد هی توی تنت تقسیم می شود.

اما درد روح، قُلمبه می شود یک جا امانت را می برد، هرکسی هم که از راه برسد و بپرسد چه مرگت است؟
فقط می شود دستت را روی زانو و کمرت بگذاری و ناله کنی که تیر می کشد.
درد روح را نمی شود نشان کسی داد...
دیدگاه ها (۱)

هرگز دلی رو نشڪن...دل دو حرف است..."د" "ل" وای از آن روزی ڪه...

گــــــاهی مرا بخاطر بیاور...😔

غیرتت کجاست؟

جناب مردبزار یچیزی رو در مورد جنس خودم بهت بگمبعضی از ما زن ...

درخواستی جونگین (وقتی توی بار...)P2

پارت۵ویو نارومی+رسیدیمدازای از ماشین بیرون می‌پرد و خودش را ...

پارت ۳۷ویو راوی همان‌طور که آخرین جمله از لب‌هایت بیرون آمد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط