دلم نمی آید که شب را رها کنم
دلم نمی آید که شــب را رها کنم
و همین طوری بخوابم!
شب قشنـگ است…
یک عمــرمیخواهیم توی گور بخوابیـم.
وقتی هنوز زنـده هستیم،
حیفم می آید شب ها بخوابم.
شــب باید بیـدار ماند!
گاهی به سلامتی ستـاره ها شراب
حافظ شیراز نوشیـد…
حــرف زد…
گــریه کرد…
شـب باید کتاب خواند…
فیلـم دید…
شــب باید عاشــق شــد…
و همین طوری بخوابم!
شب قشنـگ است…
یک عمــرمیخواهیم توی گور بخوابیـم.
وقتی هنوز زنـده هستیم،
حیفم می آید شب ها بخوابم.
شــب باید بیـدار ماند!
گاهی به سلامتی ستـاره ها شراب
حافظ شیراز نوشیـد…
حــرف زد…
گــریه کرد…
شـب باید کتاب خواند…
فیلـم دید…
شــب باید عاشــق شــد…
- ۱.۱k
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط