قول دادی همه ی دار و ندارم باشی

قول دادی همه ی دار و ندارم باشی

در تنم رخنه کنی فصل بهارم باشی

من به بدقولی چشمان توعادت کردم

به همین بودنت از دور قناعت کردم

ترسم این است بیایی و صدایم نکنی

کوهی از درد ببینی و دعایم نکنی

ترسم این است صدایم به صدایت نرسد

بدوم با سر و سر ،باز به پایت نرسد
دیدگاه ها (۲)

من آمده ام فاتح دنیای تو باشمتا گام نخستین به بلندای تو باشم...

نیستی! آغوش من احساس سرما می کندپنجره تن لرزه هایم را تماشا ...

گفته بودم که غمت مالِ من استجفت چشمانِ تو اموالِ من استگفته ...

تولدت مبارک، سئو چانگبینِ دوست‌داشتنی من! 🐷🐰💗🎂امروز روزیه که...

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط