آوازی بر زبانم پژمرد ،

آوازی بر زبانم پژمرد ،
شوقی در نگاهم
و خنده‌ای بر لبانم !
دست‌هایم را
به سمتِ شادی‌ها دراز کردم
اما دورِ گردنِ حسرت و اندوه پیچیدند !
چه کسی ستاره‌ها را چیده است
که اینچنین آسمانِ من
بی ستاره مانده است !؟
دیدگاه ها (۱)

فردا فردا کردن

ادامه پارت142زل زد بهم و اروم سر تکون داد.بلند شدم و ازش دور...

چند پارتی

عاشقانه های شبنم

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_92سریع به سمتم اومد مچمو چنگ...

نماد مرگ پارت شیشم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

Twenty four

#in_your_eyespart_10۵ویو کایلاکوک چند دقیقه بعد با یه ظرف بس...

رمان :{تا وقتی که عاشقت شدم }

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط