پارت

پارت ۶
ویو یونا
من چیکار کردم.. باحرف های یونگی خام شدم و از دخترم متنفر شدم.
∆:الان میرمازش معذرت خواهی میکنم
_:اوفففففف
ویو ادمین(بنده)
یونا از پله ها بالا میره... در اتاق رو میزنه و میره داخل...وبا جسم غرق در خون دخترش رو به رو میشه
∆:جیغغغغغغغ
ویو یونگی
تو فکر بودم که یکدفعه صدای جیغ یونا اومد.... سریع رفتم بالا که ا.ت رو غرق خون دیدم سریع بغلش کردم و بردیمش بیمارستان... فیلیکس هم اومد بیرون.
∆:دکتر دخترم خوبه...زخم رو دستش رو بخیه زدین؟
دکتر:........
دیدگاه ها (۳)

پارت ۷ویو همچنان یونگیدکتر: متاسفم.. من همه ی تلاشم رو کردم ...

میریم برای فصل بعدبایییی💫💞

پارت ۵ویو باز همون ا.ت بعد مدرسه رویه صندلی نشستم.... نمی خو...

پارت ۴ویو باز هم ا.تبه کلاس که رسیدم رو باز کردم. و رفتم سر ...

تو متعلق به منیپارت ۲۹ ویو ات بعد از اینکه سوآ اومد و شرکت ر...

سرزمین باشکوه نگهبان آتش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط