دل تنگ خویشتن را
به تو می‌دهم، نگارا
بپذیر تحفهٔ من،
که عظیم تنگ دستم

خجلم که بر گذشتی
تو و من نشسته، یارب
چو تو ایستاده بودی،
به چه روی می‌نشستم؟


#اوحدی
دیدگاه ها (۱)

‌می‌گریزم از تو در بیراهه‌های راهتا ببینم دشت‌ها را در غبار ...

#حضرت_مولاناهر نفس آواز عشق میرسدازچپ و راستما به چمن می‌ر...

‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌...

همیشه تو را از دور نگاه می‌کردم، از پشتِ دیوار.انگار به تماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط