هفت مافیای سرد

هفت مافیای سرد

پارت ۱۱
تا فیلم شروع شد تهیونگ گفت :
من این فیلم رو دیدن اینجا.....
جونگ کوک : هیونگ سر جدت دوباره شروع نکن
تهیونگ : بیا و خوبی کن خیر سرم میخواستم فیلم رو بهتون بگم
جونگ کوک : نمی‌خواهیم همین که خفه شی برای ما خوبه
تهیونگ : هیییی با بزرگترت درست صحبت کن بچه بی ادب این نتیجه زخمت های منه
جونگ کوک : میشه بگی به زحمتی جز رو مخ رفتن
تهیونگ :(رو به اعضا ) می‌بینید این بچه بی ادب چطور با بزرگ‌ترش صحبت می‌کنه
جین : ناسلامتی داریم فیلم می‌بینیم ها ساکت شوید
تهیونگ : خیلی خوب آقای جئون حالا ببینیم کی ضرر می‌کنه اگر من دیگه باهات حرف زدم و.....(همچنان درحال صحبت کردن )
جونگ کوک : باشه باشه غلط کردم خوبه
تهیونگ : آفرین بچه خوب حالا برو برام شیر کاکائو بیار
جونگ کوک : یاااااااا بیکار گیر آوردی
تهیونگ : باشه من قهرم ( رویش را برمی‌گرداند )
جونگ کوک : خدایااااااااااااااا (عربده فرابنفش )
آرنیکا : (از شدت خنده افتاد زمین )اییییییییییییی
جونگ کوک : تو دوباره چت شد
آرنیکا : از خندیدن به شما افتادم زمین
جونگ کوک: میخواستی نخندی
آرنیکا : خیر سرتون بزرگترین مافیا دنیا هستید اونوقت مثل بچه های دو ساله با هم دعوا میکنید
جین : هیییی آرنیکا دست رو دلم نزار این کار هر شب آنها است
جونگ کوک : هی تو رفیق مایی اونوقت طرف این دو می‌گیری
آرنیکا : این به درخت می‌گویند
نامجون : بس کنید دیگه میخواهیم فیلم ببینیم خدا دو دقیقه نمیتونم راحت باشم
همه اعضا ساکت شده اند
آرنیکا : ببینیم چرا همه با حرف نامجون ساکت شده اند (آروم در گوش جیمین )
جیمین : چون نامجون لیدر ما است و هرچی او بگه ما میگوییم چشم ( آروم در گوش آرنیکا )
آرنیکا : آها که اینطور ( آروم )
آرنیکا دیگر هیچی نگفت و همه مشغول دیدن فیلم شده اند آرنیکا شیر کاکائو اش تمام شد و بلند شد به سمت آشپزخانه رفت که
آرنیکا : جیغغغغغغغغغغغ
اعضا از جا پریدند و به سمت آشپزخانه رفتند که دیدند آرنیکا روی زمین نشسته و داره با بم بازی می‌کنه
آرنیکا : واییییی خدا چقدر تو کیوتی
جیهوپ : یااا مرض داری اینجوری داد میزنی ترسیدیم
آرنیکا : آخه خیلی بامزه نگاش کن
شوگا : خدایا مریضان را شفا بده هیچکس جز ما جرئت نزدیک شدن به او رو ندارن اونوقت تو داری نازش می‌کنی
آرنیکا : وا سگ به این کیوتی چرا باید ازش بترسند
جونگ کوک : هیچوقت تا حالا ندیدم او با کسی جز ما آرام باشه
نامجون : ولش کنید برگریدن سر فیلم
اعضا و آرنیکا به سمت مبل رفتند و بم به دنبال آرنیکا میومد و وقتی آرنیکا نشست بم افتاد رو آرنیکا و آرنیکا بغلش کرد و باهاش بازی می‌کرد بقیه اعضا فیلم نگاه می‌کردند
آرنیکا : این سگ مال کیه
جونگ کوک : برای منه
آرنیکا : اسمش چیه ؟
جونگ کوک : بم
ارنیکا : ولی خدا چه اسم کیوتی بم کوچولو عررررررر ( ذوق )
جونگ کوک : هی بم داری بهم خیانت می‌کنی
جیمین : داداش حسودیت شده
جونگ کوک : چرت و پرت چی میگی کجا حسودیم شده
جیمین : آره معلومه ( خنده )
نامجون :(یه نگاه ترسناک به آنها انداخت و دیگر چیزی نگفتند )
دو ساعت بعد
فیلم تمام شد و اعضا بلند شدند آرنیکا هنوز با بم بازی می‌کرد
جونگ کوک : هی بم بلند شو برو سرجات
آرنیکا : چیکارش داری بزار داره بازی می‌کنه
جونگ کوک : نه خیر بم بلند شو
جونگ کوک به سمت بم رفت و بم را بلند کرد و به سمت اتاق جونگ کوک رفتند
آرنیکا : ایششششش مرتیکه ضد حال ( تو دلش )
آرنیکا بلند شد به سمت اتاقش رفت و میکاپش را پاک کرد و و روی تخت افتاد و حوصله اش سر رفته بود رفت پایین تو آشپزخانه تصمیم گرفت اجوما در حال درست کردن شام بود آرنیکا به سمت اجوما رفت
آرنیکا : اجوما شام چی درست میکنی
اجوما : رامیون
آرنیکا : میتونم منم شام درست کنم
اجوما: آره چرا که نه
آرنیکا : مرسی
خدمتکارا :( بچه ها اونجا علاوه‌بر اجوما چند تا خدمتکار هم وجود دارد) هه مگه بلده غذا درست کنه ( آروم )
آرنیکا : به کوری چشم بعضی ها من بلدم غذاهایی درست کنم که تو عمرشان نخورده اند
یهو یکی خدمتکارا عصبانی شد و گفت :
چطور حرئت می‌کنی اینطوری حرف بزنی بزنم دندان هایت را خورد کنم
آرنیکا : نه بابا واقعا میزنی (پوزخند )
خدمتکار اسمش دان یو بود به سمت آرنیکا حمله کرد به آرنیکا دستش را گرفت و با پشت دست یکی محکم به صورت دان یو زد دان یو شوکه و عصبانی شد خواست بهش مشت بزند که آرنیکا دستش را گرفت و پیچوند و سرش را محکم‌ زد به کابینت
دان یو :ایییییییی
ارنیکا :........
ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

هفت مافیای سرد پارت ۱۲آرنیکا : هه همه زورت همین بود جوجه دان...

هفت مافیای سرد پارت ۱۳از پله ها رفتم پایین و وارد آشپزخانه ش...

هفت مافیای سرد پارت ۱۰جونگ کوک مرا بلند و با همدیگر به سمت ل...

هفت مافیای سرد پارت ۹جونگ کوک : آره خوبم نامجون :جونگ کوک آب...

پدر خوانده عاشق پارت 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط