چون تو آیی همه جا بوی بهار می آید

چون تو آیی همه جا بوی بهار می آید
سبزه وگل به تنِ دشت و دیار می آید
قاصدک ها خبر آمدنت را گفتند
همه جا جار زدند دلبر و یار می آید
شب تاریک مرا مژده به ماهی دادند
ماه و مهتاب رخی در شب تار می آید
بر من آرد چو نسیمی عطر خوش بوی تورا
شوق جان بازی من بر سر دار می آید
هر که در میکده ات کهنه شرابی نوشد
دل بشوید زغم و چشمِ خمار می آید
چوب حراج براین عمر و جوانی زده ام
تا خریدار تویی شُهرتِ کار می آید
جان به لب آمد و هرگز ٬لب به جانان نرسید
حسرتِ بوسه ز او‌ بر دل زار می آید
چشمِ بیداد به راه تو دگر جیحون است
اشک شوق است براو چون که بهار می آید

دیدگاه ها (۱۵)

همه شب به خواب بینم رخ یار بی وفا راکه کنار میگذارد دل این ...

امشب دلـم گـرفتـه ، از درد می نویسم این زندگی چـه بـر سر ،آو...

تو را دیدم درون پارک ملّت نشستی در کنارم روی نیمکتنه فن...

نگاهت می کنم شاید، هنوزم عاشقم باشیکجا پر میکشی از من ،تو که...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ باور ✿ باور نمی کند دل من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط