ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرم

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرم
نغمه ای دیگر بگو من در نوایی دیگرم

از صدای چنگ و نی دیگر نمی آیم به شوق
مطربان در ساز کوبند و هوایی دیگرم

عشق را هر عاشقی دیوانگی خواند ولی
عشق دیدار تو و در سر جنونی دیگرم

درد بی درمان عاشق را نگارش باشد و
من پی بی درد درمان و طبیبی دیگرم

حالیا هرکس رود راهی ومن گمگشته ام
در سرم سودای یار و در نشانی دیگرم
دیدگاه ها (۹)

امروز سه شنبه یازده اسفند ماهنیایش صبحگاهـــــ‌ےبار الها ......

میخوانمت... به طعم بوسه های باران بر حریر آبی عشق و نقش میزن...

وای اگر یکشب برایت من بمیرم، زندگی استبازوانت را درآغوشم بگی...

بوسه ات وسوسه ی حسرت لبهای من استصورتت ماه و همه روشن شبهای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط