حکایت گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود ت

#حکایت گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مرکبی نداشت، پیاده سفر کرده و خدمت دیگران می کرد. تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد. دریافت که از خجالت اهل و عیال در عدم کسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است که خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند.شیخ چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو.
مرد بینوا گفت: مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم.
شیخ گفت حج من، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف کنم به ز آنکه هفتاد بار زیارت آن بنا کنم.
#زمان_قدیم #فردوس_برین
دیدگاه ها (۳)

#حکایت شیخ را گفتند:«فلان کس بر روی آب می‌رود».گفت: «سهل است...

#حکایت پیرمرد محتضری که احساس می کرد مردنش نزدیک است، به پسر...

چهار باغ زیبا 💐🍃اصفهان #بخون #فردوس_برین

اصل #کیک تولد اینه هااا بقیش حساب نیست 😉😁 #طنز #فردوس_برین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط