مشت می کوبم بر در

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی
با شما هستم
این درها را باز کنید ...

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱۴)

ما برای رنج کشیدن آفریده شده ایم، ولی به دنبال لذت بردن می گ...

به خاطر سنگی که تو غذام بود دندانم شکست ..... گریه کردم .....

دستی که کمک می کند، مقدس تر از دستی است که برای دعا بالا می ...

سراب، تنها تشنگان را می‌دواند سیراب که باشی حقه‌اش از جا تک...

*ترجمه*🕊*یا رحمان ،وقتی سینه‌ام تنگ می‌شود تو طوفان درون ذهن...

عاشقانه های شبنم

گریه امونمون نمیده! 💔مراسم وداع تو حسینیه... تکه عبای پاره.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط