کافیست نـام تـو را

کافیست نـام تـو را

بیــاورند

اعتـراف مـی کنــم

تـمـام عــاشقـانه هـایـم را ...
دیدگاه ها (۱)

بگـذار حـالت را بپرسـمگرچه دیر استعالی جنـاب شعـرهایم ...روب...

و به جـرم عـاشقیخاطراتهر شب رگبـار می بندند مـرا ...

دیگــر شعــرمسکـن نیستدستــور بدهیداو را بیـــاورنـد ...

همیشه همه چیز بیشتر به تــــو‌ می آیدلبخند به لب هایـــــتاَ...

درد تمام وجودم را گرفته، و من، بی آنکه فریادی برآورم، غم‌های...

ای سازنده ی هر ساخته ها سن جدیدمو قشنگ بساز تولدم

غم ها یم  را....در نوشته هایم دفن می کنمدلتنگی هایم رادر سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط