از غم انگیزترین لذت دنیا چه خبر؟

از غم انگیزترین لذت دنیا چه خبر؟

بگذریم از من و تو جانِ من از ما چه خبر؟
از شبی که نرسیده است به فردا چه خبر؟


از غروبی که نگاهم به نگاهت افتاد
از دل انگیزیِ آن خیره شدن ها چه خبر؟


از همان سایه ی مشکوک که شاید من بود
از شب و پنجره ی رو به تماشا چه
خبر؟


از نشستن به هوائی که کسی می آید
از غم انگیزترین لذت دنیا چه خبر؟


چند وقتی ست که من هم به تو می اندیشم
بی خیال من و تو جان من از ما چه خبر؟
دیدگاه ها (۶)

نکند آنکه به دریا زده امشب دل توستکه پریشان شده دریا و چنین ...

شب آمد و دوباره کنارم ندارمتآخر چگونه باز به خوابم بیارمت؟ام...

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که مر...

بی تو مهتاب شبی غصه به قلبم جا شددل ماتم زده ام بی تو تک و ت...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

عنوان سناریو: بازی جاسوس

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو میکا_____چشمم رفت...

آدم‌هایی بودیم که با نقشه‌های بزرگ در سر و چشم‌های روشن از ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط