𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 21
تهیونگ چند لحظه چیزی نگفت
جین:پس اون کسی که اِما بعد از مینجه دیده کی بوده
تهیونگ نگاهش رو پایین انداخت
تهیونگ:من ندیدمش
جین:ولی گفتی اون شب دنبالش بودی
تهیونگ:وقتی مینجه رفت من چند دقیقه بعد از اونجا رفتم
جین:پس چرا اِما میگه یه نفر دیگه رو دیده
تهیونگ جوابی نداد
جین چند قدم جلو رفت
جین:تهیونگ این آخرین فرصته که حقیقت رو بگی
تهیونگ نفس عمیقی کشید
تهیونگ:یه نفر دیگه هم اون شب اونجا بود
جین:کی
تهیونگ:نمیدونم
جین:چطور ممکنه ندونی
تهیونگ:وقتی از ماشین پیاده شدم دیدمش که نزدیک خونه اِما ایستاده بود
جین:چهره اش رو دیدی
تهیونگ:نه
جین:پس چرا چیزی به پلیس نگفتی
تهیونگ:چون مینجه گفت نباید چیزی بگم
جین چند لحظه ساکت موند
جین:مینجه از اون شخص میترسه
تهیونگ:آره
جین:چرا
تهیونگ:چون اون شخص قبلا تهدیدش کرده بود
جین اخم کرد
جین:کی تهدیدش کرده بود
تهیونگ:همون مرد
جین:پس مینجه اون رو میشناسه
تهیونگ:بله
جین سریع به سمت همکارش برگشت
جین:تمام تماس های مینجه رو دوباره بررسی کنید
همکار:چشم رییس
چند ساعت بعد
گوشی جین زنگ خورد
جین:بله
همکار:رییس کیم یه شماره پیدا کردیم که مینجه قبل از حادثه چند بار باهاش تماس داشته
جین:اسم صاحب شماره
همکار چند ثانیه سکوت کرد
همکار:شماره به اسم پارک سوهی ثبت شده
جین:سوهی
همکار:بله
جین:چه ارتباطی با مینجه داره
همکار:خواهرشه
جین برای چند لحظه ساکت موند
جین:آدرسش رو پیدا کنید
همکار:چشم رییس
جین تماس رو قطع کرد
حالا برای اولین بار یک نفر از خانواده مینجه وارد پرونده شده بود
و جین مطمئن بود سوهی چیزهایی میدونه که برادرش حاضر نبود بگه
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 21
تهیونگ چند لحظه چیزی نگفت
جین:پس اون کسی که اِما بعد از مینجه دیده کی بوده
تهیونگ نگاهش رو پایین انداخت
تهیونگ:من ندیدمش
جین:ولی گفتی اون شب دنبالش بودی
تهیونگ:وقتی مینجه رفت من چند دقیقه بعد از اونجا رفتم
جین:پس چرا اِما میگه یه نفر دیگه رو دیده
تهیونگ جوابی نداد
جین چند قدم جلو رفت
جین:تهیونگ این آخرین فرصته که حقیقت رو بگی
تهیونگ نفس عمیقی کشید
تهیونگ:یه نفر دیگه هم اون شب اونجا بود
جین:کی
تهیونگ:نمیدونم
جین:چطور ممکنه ندونی
تهیونگ:وقتی از ماشین پیاده شدم دیدمش که نزدیک خونه اِما ایستاده بود
جین:چهره اش رو دیدی
تهیونگ:نه
جین:پس چرا چیزی به پلیس نگفتی
تهیونگ:چون مینجه گفت نباید چیزی بگم
جین چند لحظه ساکت موند
جین:مینجه از اون شخص میترسه
تهیونگ:آره
جین:چرا
تهیونگ:چون اون شخص قبلا تهدیدش کرده بود
جین اخم کرد
جین:کی تهدیدش کرده بود
تهیونگ:همون مرد
جین:پس مینجه اون رو میشناسه
تهیونگ:بله
جین سریع به سمت همکارش برگشت
جین:تمام تماس های مینجه رو دوباره بررسی کنید
همکار:چشم رییس
چند ساعت بعد
گوشی جین زنگ خورد
جین:بله
همکار:رییس کیم یه شماره پیدا کردیم که مینجه قبل از حادثه چند بار باهاش تماس داشته
جین:اسم صاحب شماره
همکار چند ثانیه سکوت کرد
همکار:شماره به اسم پارک سوهی ثبت شده
جین:سوهی
همکار:بله
جین:چه ارتباطی با مینجه داره
همکار:خواهرشه
جین برای چند لحظه ساکت موند
جین:آدرسش رو پیدا کنید
همکار:چشم رییس
جین تماس رو قطع کرد
حالا برای اولین بار یک نفر از خانواده مینجه وارد پرونده شده بود
و جین مطمئن بود سوهی چیزهایی میدونه که برادرش حاضر نبود بگه
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۷۷۴
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط