مــرد و غیــرتش…

مــرد و غیــرتش…


اونایی کـه با یه نـه گفتـن میفهـمی نبــاید اصـرار کنـی…


وقتـی بهـت اخم میکنه بایـد شالـتو بکشـی جلـو…


اونایـی که وقـتی میخـوای از پیششـون بری



دسـت میکشـن رو لب…


میگـن :کمرنـگ کن رژتـو…


وقتی تو یه جمـع اید از بغلـتون تکون نمیـخوره…


وایمیسـ ته سر کوچـه تاتـو بری خونـه…


اگـه بخـوای اشتـباه کنـی پیـش خـودت بگـی اگـه بفهـمه میکـشتم…


قـبل مهمـونی بایـد لباستو بهـش نـشـون بـدی تـا ok بـده…


اونایـی کـه خنـده هـاش مـاله تو.اخمـاش مال بقیـه سـ…


ایـن یعــــــــنی غیــــــرت مرد….

نه تعــــصب، نـه شــــــــکاکی… نـه…
دیدگاه ها (۱)

🦢 پارت هفتم | مرد غریبهظهر، زنگ آخر مهدکودک خورد.بچه‌ها یکی‌...

لبخند قاتلپارت³⁷ویو جونگ‌کوکبعد از اینکه مطمئن شدم خطری نیست...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

ابلیس

life like hellp:9چشماشو بست و چند ثانیه هیچ حرفی نزد.فکر کرد...

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

پارت ۸ یه بوسه نرم و عاشقانه رو آغاز کردند که یهو استاد اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط