آشوب توام ، اینهمه آرام غریب است!

آشوب توام ، اینهمه آرام غریب است!
در بند توام ، دلخوشی از دام عجیب است!

بیمار توام ، مرهم و تیمار نخواهم
با نقش خیالت چه نیازی به طبیب است؟

صیاد زبردست! مدارا و نوازش!
این صید گرفتار سزاوار نهیب است؟!

اغفال مرا ساده مپندار که این دل
خود خواسته پا در ره سودای فریب است

من شمع شدم، آب شدم ، آه ندیدی
چشمان تو پروانه ی مژگان رقیب است

وای از دل صد پاره که هر پاره ی آن نیز
صدباره دعاگوی سر کوی حبیب است

در شهر ریا ، مهر و وفا قصه ی تلخیست
این ویژگی از مردم صد رنگ غریب است
دیدگاه ها (۲)

آشوب توام ، اینهمه آرام غریب است!در بند توام ، دلخوشی از دام...

سخن بر لبش همه فریب بود دلش همیشه در پی رقیب بود داشت نشانی ...

آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زدہ بر جسم و تن و روح و...

آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زدہ بر جسم و تن و روح و...

.زمستان می رود اما پس از آن نو بهاری نیستدل صد پاره ی ما را ...

هر شب به دل غمزده، غوغای تو دارمنقشی به دل از قامت رعنای تو ...

🌹 پست زیارت قبولی 🌹تقدیم به دوستانی که در پیاده روی اربعین ش...

بسم الله النورکاش تا خیمه سبزت برسد فریادممن از آن روز که در...

سلام بر روی بی مثالت مولای من ...آقای من.. کاش تا خیمه سبزت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط