ما که رندیم قدح بر سر بازار کشیم

ما که رندیم قدح بر سر بازار کشیم

تو که در پرده ی زهدی به نهانخانه بنوش
دیدگاه ها (۱)

زندگی یه پرده ی سفیدِ خالیهکه تو با ذهنت رنگش میکُنی :)

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

رخسارتو بازار چه ی نور فروشیستچشمان تو انگار که انگور فروشیس...

کاش یک دانه‌ی تسبیح تو بودمتا دست کشی بر سر سودازده‌ی من...

درخت گل بودم خارم تو کردیبه درد و غم گرفتارم تو کردیدرخت گل ...

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای توپرده غنچه می‌درد خنده دلگشای ...

به طلوع عشــق مے نشینم صبـح هاتا از پشت پرده ی آسمانت نگاهم ...

سر این سکانس انقدر عصبانی شدم خب پسره ی احمق این دختره ی احم...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط