و این منم ...
و این منم ...
زنی تنها ...
در آستانه ی فصلی سرد ...
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان ...
و ناتوانی این دستهای سیمانی
زمان گذشت ...
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
چهار بار نواخت ...
امروز روز اول دی ماه است ...
من راز فصل ها را میدانم ...
و حرف لحظه ها را میفهمم ...
فروغ_فرخزاد
زنی تنها ...
در آستانه ی فصلی سرد ...
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان ...
و ناتوانی این دستهای سیمانی
زمان گذشت ...
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
چهار بار نواخت ...
امروز روز اول دی ماه است ...
من راز فصل ها را میدانم ...
و حرف لحظه ها را میفهمم ...
فروغ_فرخزاد
- ۲.۶k
- ۰۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط