یکی از روزهای چهل سالگیت

یکی از روزهای چهل سالگیت
در میان گیر و دار زندگی ملال آورت
لابه لای آلبوم عکس هایت
عکس دختری مو مشکی را پیدا میکنی

زندگی برای چند لحظه متوقف میشود
و قبض های برق و آب برایت بی اهمیت

تازه میفهمی
بیست سال پیش
چه بی رحمانه
او را
در هیاهوی زندگی جا گذاشتی!
دیدگاه ها (۱)

داشتیم زندگیمونو میکردیم که یهویی:پیدا شـدآشنا شـــددوست شــ...

ﻧــﺎﻣــﺖ ﺭﺍخــﺎﻃـﺮﺍﺗــﺖ ﺭﺍﺩﻭﺳﺘﺖ_ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍﻭ ﻟﻤﺲ ﺣـﺲ ِ ﺑــﻮ...

★کَسی که اَز من گذشت◇◆◇ ◇◆◇ نمیگم واسَم در گذشت★ ★میگم گم شد...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

یکی از روزهای چهل سالگیتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتلاب...

یکی از روزهای چهل سالگیتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتلاب...

یکی از روزهای چهل سالگیتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتلاب...

..یکی از روزهای چهل سالگیتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتل...

یکی از روزهای چهل سالگیتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتلاب...

یکی از روزهای چهل سالگیتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتلاب...

یکی از روزهای چهل سالگیتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتلاب...

یکی از روزهای چهل سالگیتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتلاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط