من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــا

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــا

از چشم‌ها و شــانه‌ها و دستهایشــان... ... 

از آغوششان از عطر تنشـان،از صدایشــان...

پررو می‌شوند؟

خب بشوند...

مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمـان نرفته‌ایم؟

مگر ما به اتکــاء همین دست‌ها

همین نگاه‌ها

همین آغوشهـا،

در بزنگ گاههای زندگی سرِپا نمانده‌ایم؟...

من بلد نیستم در سـایه، دوست داشته باشم

من می‌خواهم خواستنم گوش فلک را کر کند.

من می‌خواهم

♥مَردَم بدانند دوستش دارم..♥
دیدگاه ها (۱۶)

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهااز چشم‌ها و شــانه‌ه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط