𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸
من°تو°و°یک°نه
.🪄
.🔮
.🪄
پارت ۱:

ساعت ۸ صبح، هوای سئول نمناک و خنک. آت از تاکسی پیاده شد، کولهپشتی رو یه شونه انداخت، هودی گشاد پوشیده بود، موهاش رو یه کش بسته بود پشت سر. یه بطری آب توی دستش بود و یه دفترچهی کوچیک توی جیب کاپشنش.

داشت میرفت سمت دانشکده هنر که صدای موتور سهگانه اومد و درست جلوی پاش کلهگنده پیاده شدن. جیمین کلاه ایمنیش رو برداشت، موهای جوگندمیش رو تکوند و با اون لبخند کجِ معروفش گفت:

· «ای بابا! این همون خارجیِ انتقالییه؟ فکر میکردم با بنز میاد، نه تاکسی!»

جونگوک از پشت موتور پرید پایین و خندید:

· «جیمین، شاید اصلاً پول کرایه رو نداشته! بیا یه کم بهش کمک کنیم؟ مثلاً ببریمش کافه، یه چیزی بهش بدیم؟»

تهیونگ با لحن بچگانهاش گفت:

· «آخ جون! دختره که ترسیده! نگاه کنین چطور کولهش رو چسبونده به خودش!»

جیهوپ و جین پشت سرشون ایستاده بودن، فقط نگاه میکردن. نامجون اما یه گوشه تکیه داده بود به موتور و داشت سیگار میکشید، یه لبخند زیر لب داشت که معلوم بود از این صحنه لذت میبره.

آت بدون اینکه حتی یه قدم عقب بره، رفت جلوی جیمین، چشاش رو توی چشماش دوخت و با یه لبخند آروم گفت:

· «جیمین، درسته؟ پسر رئیس دانشگاه؟ راستی، اون نمرهی تربیت بدنی که پارسال با نامهی جعلی پدرت پاس کردی، حالا چی شد؟ شنیدم استادش هنوز شک داره. اگه این خبر برسه به روزنامهی دانشگاه، چی میشه؟»

جیمین یهو رنگش پرید. جونگوک که پشتش بود، پچپچ کرد با تهیونگ:

· «این دختره از کجا میدونه؟ جاسوسه یا چی؟»

جیمین دو قدم جلوتر اومد، صداش رو پایین آورد که فقط آت بشنوه:

· «دختر، میدونی با کی داری حرف میزنی؟ من میتونم کاری کنم تا فردا صبح اسمت از لیست دانشجوها پاک بشه. جدی میگم.»

آت شونههاش رو بالا انداخت و بطری آب رو برداشت یه جرعه خورد:

· «اوه، واقعاً؟ پس بیا بریم پیش پدرت، ببینیم اون لیست رو کی درست کرده. من که حرفی ندارم، ولی اگه پدرت بفهمه پسرش چقدر ضعیفه که حتی یه پروژهی ساده رو نتونسته پاس کنه، خوشحال میشه؟»

بعد بدون اینکه منتظر جواب بمونه، رفت توی سالن. جین که تا حالا چیزی نگفته بود، گفت:

· «جیمین... این دختره یا خیلی شجاعه یا خیلی احمقه.»

جیمین اخم کرد و زیر لب گفت:

· «نه، یه چیز دیگهس... ولی میخوام بدونم چیه.»
دیدگاه ها (۰)

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت۲:فرداش، ساعت ۱۰ صبح،...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت۳:فرداش، ساعت ۱۰ صبح،...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نهژانر: مدرسه ای،مافیای،عاشقانهتع...

سلام من اومدم فیک بنویسم اولین فیکم از جیمینهدومی شوگاعه شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط