وای مادر

وای مادر

سلام من به مادری که در میان بستر است
فضای خانه اش پر از دعا و دیده تر است

سلام من به مادری که حاجتش شهادت است
به دل نوا، به لب دعا، نگاه او سوی دراست

سلام من به مادری که پهلویش شکسته است
دلش ولی شکسته تر ز گفته های حیدر است

سلام من به مادری که لاله های بسترش
نشان ز تازیانه ها بهانه های دختر است

چه مادری چه دختری چه بستر و مریضه ای
چه پهلویی چه بازویی چه غنچه ای پرپراست

هنوز خون تازه ازجناغ سینه می رود
هنوز جای سیلی نشسته روی کوثر است

نماز او نشسته وقنوت اوشکن شکن
صدای اوخسته وپرازنوای مضطر است

هنوز بیت وحی حق سرای دود وآتش است
چه کلبه محقری که خانه پیمبر است

علی نظاره می کندحسن اشاره می کند
که صورت حسین اوبه زیرپای مادراست
دیدگاه ها (۲)

وقتی میان کوچه سند پاره پاره شدچشمان غصّه دار فلک پر ستاره ش...

آقا سلام، روضه مادر شروع شدباران اشک های مکرر شروع شدآقا اجا...

بسم رب الزهرا فکر کردن به غم و غصه‌ی مــادر سخت است خواندن ر...

دل تنگ ...جایی از زمان، که نمی دانم کِی و کجا؟لابه به لای کد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط