تلسم شده عشق

《♡تلسم شده عشق♡》
پارت ۴-

ورقه رو برداشتم و تاشو باز کردم. چی؟.....لحظه ای دلشوره ای به جونم افتاد، با شدت به بیرون دویدم.....
{نامه}
"سلام،دوست ندارم بهتون اسیبی برسونم ولی این به صلاح شماست.من کمی از ین شما رو کاهش دادم،تو حالا پانزده ساله ای. این تلسم ۶تا۷ ماه دیگ از بین میره"
به سرعت به آزمایشگاه تیلز رسیدم و اسمش رو صدا زدم.
-من اینجام_
به سمت صدا دویدم و متوجه شدم روی مبله و دستش رو سرشه.
سونیک:وای....تیلز حالت خوبه؟
تیلز:آره خوبم....فقط یکم سرم درد میکنه_چرا اونجوری نگام میکنی؟
انگار تیلز هم تلسم شده، پس برای همین بود که جمع بست. اون به اندازه همون روزای اول که میشناختمش شده...خیلی ناز شده. دستمو به سمتش دراز کردم
سونیک: دستت رو بده به من....
بلند شد و با تعجب بهم نگاه کرد.
تیلز: سونیک چرا احساس میکنم اینقدر قدت کوتاه شده؟
خنده ای کردم وبه سمت نزدیک ترین اینه بردمش .
سونیک: اول باید خودتو ببینی.
تیلز:چ‌‌‌‌‌-چی.....
بهت زده خودشو تو آینه نگاه میکرد برای اون هم به اصطلاح نامه ای کناره ی اینه گذاشته بود. نسبت به مشخصات خودش نوشته شده بود. سریع ازش پرسیدم.
سونیک: راستی تیلز از ناکلز و امی خبری داری؟
تیلز: ناکلز که همیشه کنار زمرد ارشده ولی امی رو نمیدونم.
سونیک: باشه پس من رفتم.

امید وارم اتفاقی براشون نیفتاده باشه.
همون طور که از دور میشدم داد زد.
تیلز :خب وایستا منم بیام، عجول!
سونیک:*داد* ببخشید رفیق! تو همین جا بمون اگه چیزی بود میام بهت خبر میدم!
و به راهم ادامه دادم.....

"ادامه دارد......"
دیدگاه ها (۱۰)

وای می خوام بشه آویز گردنم ازبس که قشنگه🥺✨️💖

وایب سونیک پرایم💖🩵

عژب......چه جالب ....گوگولی✨️💫❤️

وای خدا قیافه رو.....🤣بچم هنوز تو شکه🫠🤣

《♡تلسم شده عشق♡》پارت ۵-به راهم ادامه دادم .وقتی به خونه امی ...

(قرار بود دیروز بدم دیگه به خاطر تکالیف زیاد نشد🤧ولی الان می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط