از دردناک بودن سر کردن شب یلدا بی روی جانانشان صحبت میکنن

از دردناک بودن سر کردن شب یلدا بی روی جانانشان صحبت میکنند،
از اینکه زمستان آمده و یارشان نه،
از اینکه حتی توی فال حضرت حافظ هم رد پایی از آمدن کسی نبوده،
میگویند و توقع دارند های های گریه کنی برای دلشان...
چه میدانند از یلدایی که جانانت کنار دیگری سر میکند،
چه میدانند از زمستانی که یار دست های دیگری را ها میکند و به وقت سرما دیگری را بغل میکند،
چه میدانند از حافظی که مژده سر آمدن فراق را به یار قدیم تو و دیگری میدهد...
حالا بغض نکنید؛
دوباره از غم برایتان خواهم گفت....


#محمد
اول زمستان ۹۵
دیدگاه ها (۷۸)

یلدا را دوست ندارم...اصلا چرا باید بلندترین شب سال بی تو بگذ...

ببین مهربون....رنگِ دوست داشتنِ مـنرنگِ غش و ضعف هایِ هفده س...

نفسم .کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم بودی...

مطلع ناب غزل در شب تارم شده ایبی قرارت شده ام ،چون تو قرارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط