چه شیرین است

چه شیرین است
وقتی سینه‌ها از مهر آکنده است
چه شیرین است
وقتی آفتاب دوستی در آسمان دهر تابنده است
چه شیرین است
وقتی زندگی خالی ز نیرنگ است

دلم می‌خواست
دست مرگ را از دامن امید ما کوتاه می‌کردند
در این دنیای بی آغاز و بی پایان
در این صحرا که جز گرد و غبار از ما نمی‌ماند
خدا زین تلخ کامی‌های بیطهنگام بس می‌کرد

نمی‌گویم
پرستوی زمان را در قفس می‌کرد
نمی‌گویم
به هر کس عیش و نوش رایگان می‌داد

همین ده روز هستی را امان می‌داد
دلش را نالهٔ تلخ سیه روزان تکان می‌داد ...
دیدگاه ها (۲)

‍ عاشق زنی مشو،که می اندیشد،که می داند،که داناست،که توان پرو...

به عشق من نسبت به خودت شک نکن،خواهش میکنم.اون تنها چیزیه که ...

دوست داشتنِ تو همه جا بامن است ..در پیاده رو در خیابانیا توی...

یک عمر باید بگذردتا بفهمیم بیشتر غصه هایی که خوردیمنه خوردنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط