میسوزم و گر دل ندهی جان بدهم

می‌سوزم و‌ گر دل ندهی جان بدهم
از هجر به دست تو تن عریان بدهم

می‌ میرم و کافرم به دینم ‌بت من
عاشق‌ شده‌ام دل به‌ تو ازجان بدهم

تو‌که باشی‌خانه‌ام‌ عطر اقاقی بدهد
تونباشی‌به‌غمت‌خانه‌به‌عصیان‌بدهم

زندگی‌باز ‌کلافی‌شده ‌گم‌ درسر خود
حک‌نمابردل‌من‌عشق‌که‌سامان بدهم

ای‌که‌بانقش‌لبت‌بیت‌وغزل‌شعر شدم
با عطر تنت نخوانده دیوان بدهم

من‌ سالک ره در پی تو کوی به‌ کوی
گفتم که بیابمت به‌درد درمان بدهم

عمر بربادشده،وقت‌گذشته‌ است بیا
وای ‌اگر باز نیایی به که ایمان بدهم
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۳)

بوسیدن لب‌های تو ‌چون شیر وشراب استبوییدن توقنچه گل‌ مریم تن...

در خیالم روز و شب را با دلت سر می‌کنممن که تنهایی خود را بی ...

بانو به خدا عاشق تو حوصله دارد اما به دل از عشق شما...

نگارم‌ من به هجرت میرم امشب چونان پروانه دورت سوزم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط