ما یک شرابِ کهنه بدهکار دلبریم

ما یک شرابِ کهنه بدهکار دلبریم
گرگیم و سالهاست کسی را نمیدریم

در دور باطلی که فِتادیم سرخوشیم
از ابتدا به فکرِ نفسهای آخریم

می خواستی که شرط قُمارم شوی، شدی
ما آبروی رفته ی خود را نمی بریم

آنقدر خورده ایم که تَرسم به روز محشر
وقتِ حساب یکسره بالا بیاوریم

هر پِیک،پیکریست به پیکار دَر شده
حالم خراب تر شده بُگذار بگذریم...
دیدگاه ها (۱)

ما یک شرابِ کهنه بدهکار دلبریم،،،!گرگیم و سالهاست کسی را نمی...

ما یک شرابِ کهنه بدهکار دلبریم،،،!گرگیم و سالهاست کسی را نمی...

ما یک شراب کهنه بدهکار دلبریمگرگیم و سال هاست کسی را نمی دری...

ما یک کهنه شراب بدهکار دلبریم،گرگیم و سال هاست کسی را نمی در...

ما یک شراب کهنه بدهکار دلبریم...گرگیم و سال هاست کسی را نمی ...

ما یک شراب کهنه بدهکار دلبریمگرگیم و سال هاست کسی را نمی دری...

دلوم گیره

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط