از داغِ غمت هر که دلش سوختنی نیست

از داغِ غمت هر که دلش سوختنی نیست
از شمعِ رُخَت محفلـش افروختنی نیست

گِرد آمـده از نیستی ایـن مزرعـه را بـرگ
ای بـرق مـزن خرمنِ ما سوختنی نیست

در مـدرسه آموختـه ای گـرچه بسی علم
در میکده علمۍست که آموختنی نیست
دیدگاه ها (۰)

از داغِ غمت هر که دلش سوختنی نیستاز شمعِ رُخَت محفلـش افروخت...

#عاشقانه_های_من#عاشقانه #عاشقانه_ها#دلنوشته #دلنویس#دلنوشته_...

از داغ غمتهرکه ، دلش ، سوختنی نیستاز شمع رخ اتمحفلش ، افروخت...

گرد آمده از نیستی این مزرعه را برق ای برق مزن ، خرمن ما سوخت...

#عاشقانه_های_امیر_علی#عاشقانه_های_من#عاشقانه_ای_زیبا#زیبا_عا...

عالمی طعنه زد به نادانی که بهر موی من دو صد هنر است چون توئی...

اندوهِ تو شد واردِ کاشانه‌ام امشبمهمانِ عزیز آمده در خانه‌ام...

آه ای فلک ز دست تو و جور اخترتکردی چو خاک پست مرا، خاک بر سر...

بلبلی از جلوهٔ گل بی قرار گشت طربناک بفصل بهار در چمن آمد غز...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط