#دعـــای_مـــادر #بخون

#دعـــای_مـــادر #بخون
✍ روزی از ابوسعیدابوالخیر سوال کردند:
این حُسن شـهرت را از ڪجا آوردی؟ گفت: شبی مـادرم از من آب خواست دقایقی طول ڪشید تا آب بیاورم وقـتی به ڪنارش رفـتم خواب او را گرفته بود دلم نیامد ڪه بیدارش ڪنم ڪنارش نشستـم تا پگاه!!

🔻 مادر چشمانش را ڪه باز ڪرد و ڪاسه آب را در دســتان من دید پی به ماوقـــع بُرد گــفت: فـرزندم امیدوارم نامت عالم گــیر شود.
دیدگاه ها (۱)

زندگی بالا و پایین دارد و سختی هایی!همه می‌خواهند بین این سخ...

جالبه که بدونید رنگ کردن برج ایفل که هر هفت سال یکبار اتفاق ...

🍇 از چیزهای کوچک در 🍒 زندگیتون لذت ببرید🍓 چون روزی به گذشته ...

ای فرزند آدم!‌ زمانی که می‌بینی خداوند انواعِ نعمت‌ها را به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط