ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام
 
در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین
ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام
 
پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره
اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام
 
ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل
وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام
 
نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام
اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام
 
من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام
آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام
 
بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین
اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده
دیدگاه ها (۲)

یک روز از خواب بیدار می شوی نگاهی به تقویم می اندازی !نگاهی ...

#خاطــــــره یعنی : یک سکوت غیرمنتظره میان خنده های بلند..

‍ خدایا🙏 به حرمت این شب تاسوعاوبه حرمت سقای کربلاحضرت ابوالف...

▪ ️🍁 ▪ ️🍁 ▪ ️عالم محرم است سلامُ علی الحسیناین ذکر عالم است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط