آن شمع بررخ تو سوختنی نیست بیا

آن شمع بررخ تو سوختنی نیست بیا
گر نقش تو از داغ کسی نیست بیا
در خشم مکن تو خویشتن را پنهان
کان حسن تو پنهان شدنی نیست بیا
/ سعید
دیدگاه ها (۱)

کلماتی که به من خیره شدند رخت های روی بند ظرف های منتظر تا ش...

علم رسمی از کجا عرفان کجا دانش فکری کجا وجدان کجا عشق را با ...

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد آنرا که وفا نیست ز عالم کم باد ...

گر جان عاشق دم زند، آتش در این عالم زندوین عالم بی اصل را چو...

کاش فال شب یلدای همه این بشود؛ یوسف گمگشته باز آید به کنعان ...

امشب به قصه دل من گوش می‌کنیفردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی......

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :السَّلامُ عَلَيْكَ، عَجَّلَ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط