خاطراتی از شهید مدافع حرم حسن احمدی

خاطراتی از شهید مدافع حرم حسن احمدی

خدمت به خانواده

خانه ی پدر که می آمد، بیکار نمینشست.
اول از پدر شروع میکرد، موها و محاسنش را اصلاح میکرد.
ناخن هایش را میگرفت و لباس تمیز به بابا می پوشاند.
بعد هم میرفت سراغ خانه.اگر کاری روی زمین مانده بود،انجام میداد
به نقل از مادر شهید.


همیشه درخانه درکارها خیلی کمک میکرد،
وقتی هم که مهمان داشتیم بیشتر خودش پذیرایی میکرد
وقتی که غذا آماده میشد در پهن کردن و چیدن سفره و بعد هم کمک میکرد سفره را جمع کنیم و داخل آشپزخانه می امد و می گفت : خانمم شما خسته شدی من همه ی کارها را انجام میدهم

نقل از همسر شهید
شهادت محرم ۹۴

یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر و روح امام راحل ره صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

سلام امام زمانم آمدنت نزدیک استو صدای قدم هایت لرزه بر جان ط...

شهادت«آسمانِ سرخ شهـادتآسمانـــی است ،که جز بر مرغان خونین ب...

خاطره ای از شهید علی شاهسنایی جرعه‌ای از معرفت شهدا...شب عرو...

شهید محمد حسین یوسف الهی:‌«بنانیست‌ما‌تکلیفمان‌را فقط‌دریک ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط