رمان دوست دختر اجاره‌ای من جلد اول

رمان دوست دختر اجاره‌ای من جلد اول


# پارت 4


.از زبان مکس.


وقتی آنا اومد که با تام صحبت کنه من پشت شیشه دفتر تام ایستاده بودم اینم یکی از مراحل انتخاب بود اینجا اگه طرز حرف زدن و برخورد طرف مناسب نباشه یا پیام میدن نمیخوان یا مثل من پیام میدن میخوام . می‌خوام و مبلغ بیشتری بهش بده . این پیام من بود وقتی راجب مادرش شنیدم نتونستم ساکت بمونم مادر عزیز ترین موجود زندگیه منه تو نور اتاق تام تازه تونستم ببینم چشماش ابیه قبلش فکر میکردم طوسیه اما آبی ... اونم با پوست روشن و چشم ابرو مشکی ترکیبه خوبی بود بازم یه تفاوت بزرگ با چشمای سبز لکسی بعد قرارم با تام رفتم پیش متیو عکس و مشخصات آنا رو بهش دادم غروب بهم زنگ زد و گفت همه چی عالی پیش رفته و این دختر راست مار ماست دستی تو موهای خیسم کشیدمو دراز کشیدم دوش آب گرم جسممو آروم کرده بود نه روحمو نه این مدت جنگ و دعوا و دادگاه با لکسی خیلی عذابم میداد ساعت 15 شب بود صبح بیاید میرفتم دنبال آنا کلی هم جلسه و کار داشتم خدا کنه دختر پر دردسری نباشه به قیافه‌اش میخورد که اروم باشه اگه لو میرفتم دوست دختر اجاره‌ای گرفتن برای شهوت و نقشه‌ام با لکسی خیلی بد میشد اما اگر لو نمی‌رفت ......
دیدگاه ها (۰)

رمان دوست دختر اجاره‌ای من جلد اول#پارت 3از زبان آنا خیلی سخ...

رمان دوست دختر اجاره‌ای من جلد اول.#پارت دوم🥵🔞. شیخ عرب مشغو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط